چند مطلب جالب
اشتباه
فرشتگان
از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و عرصه را به من تنگ کرده است
ادامه مطلب
اشتباه
فرشتگان
من عادت ندارم که بداهه نویسی کنم، اما خبری که درباره
واکنش دولت آقای احمدینژاد به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شنیدم مرا
واداشت تا زمانی که هنوز قضیه تازه است چیزی در این مورد بنویسم.
شنیدهام که در ایران حدیثی منسوب به حضرت علی ساخته شده مبنی
بر اینکه یک سیه چرده بلند قدی که رهبر بزرگترین سپاه جهان است زمینه را برای ظهور
امام زمان فراهم میکند. من کاری به جعلی بودن این حدیث ندارم. من کاری به این
ندارم که آیا اصلاً خدایی وجود دارد یا نه و اینکه آیا امام زمانی هست که ظهور کند
یا نه. من کاری به این ندارم که نظام جمهوری اسلامی چقدر مشروعیت دارد. تمام حرف
من در این مورد است: با اینکه میدانم همه اینها ساختگی و جعلی است، اما اگر این
همه درست باشد چه؟
اگر خدایی وجود داشته باشد؛ خدایی که اسلام معرفی میکند،
بخصوص اسلامی که دولت حاضر در جمهوری اسلامی تفسیر و تبلیغ میکند، خدایی که نماز
را واجب میداند، خدایی که انسان و سگ را میآفریند و بعد میگوید که سگ حرام است
و اگر در خانهای سگ وجود داشته باشد نماز صاحب خانه باطل است؛ خدایی که تشنه
عبادت و ستایش است، خدایی که عبادت بندهاش (چه واژه مشمئز کنندهای) با حضور یکی
از مخلوقاتش (در این مورد سگ) باطل است. خدایی که احمدینژاد را میآفریند، احمدینژادی
که سگ میکشد. خدایی که خمینی میآفریند، خمینیای که برعلیه کردها اعلام جهاد میکند،
خمینیای که قلم را دشمن اسلام میداند؛ خدایی که خمینی را بر حق و زندانهای مخوفش
را در راه رضای خود میخواهد، خدایی که جلادها را به بهشت میفرستند تا حوری
بگیرند، جلادهایی که از فرط عقده جنسی در راه رضای این چنین خدایی شکنجه و تجاوز
میکنند و به عنوان پاداش هفتاد حوری چشم سیاه در بهشت میخواهند. خدایی که اسلام
را برترین دین قرار داده، محمد را با قرآن فرستاده است، قرآنی که انسان را برترین
موجودات قرار داده و در این میان مرد را هم بر زن برتری داده است. خدایی که حضرت
مهدی را میآفریند تا در آخر زمان بیاید و کافران را سر ببرد و به جهنم بفرستد،
اصلاً خدایی که زمان جهان را به اتمام میرساند، خدایی که جهانش انتها دارد؛ و در
نهایت اینکه این خدا از ارتش کشور پیشرفتهای مانند آمریکا برای متحقق کردن پروژه
آخر زمان خود استفاده میکند، خدایی که پروژه امام زمان را بر این همه پیشرفت علم
و تکنولوژی ترجیح میدهد، خدایی که مداحان امام حسین را از پینک فلوید و متالیکا
بیشتر دوست دارد، خدایی که ارزش تکنولوژی و اینترنت و ساخت شبکههای هوشمندی را که
انسان میتواند خودش را روی آنها upload کند درک نمیکند، خدایی که خامنهای
در نزدش ارزشمندتر از اینشتین و نیوتن و بیل گیتز است، و میخواهد فرهنگ اینشتینها
و نیوتنها را وسیلهای برای تحقق اسطوره مسخره و مزخرف امام زمانش کند،
آری اگر چنین خدایی وجود داشته باشد من چه میکنم؟
فکر میکنم پاسخ این سؤال را شاملو تا حدی داده باشد:
اکنون به انتظار آنکه
جاز شلخته اسرافیل آغاز شود
هیچ به از نیشخند زدن نیست،
اما من آنگاه نیز بنخواهم خاست
چرا که در میان
تمامی سازها سرنا را بسی ناخوش میدارم.
اما این فقط نصف جواب است. به نظر من شاملو انسان بزرگواری
بوده است که فقط برنمیخیزد. اما من نمیتوانم مانند او اینقدر خوددار باشم. آری!
من با صدای بلند اعلان میکنم که از چنین خدایی و جهانش و دین و پیغمبر و امامش
حالم به هم میخورد. اگر چنین خدای جلاد و احمقی وجود هم داشته باشد که مداح امام
حسین را بیشتر از راجر واترز و جیمز هدفیلد دوست داشته و خمینی را بر بیل گیتز و
ری کورزویل ترجیح دهد، من از او اطاعت نمیکنم. من در برابر او و تمام جهانش طغیان
میکنم. من برمیآشوبم تا این چنین خدایی را نابود کنم. من چنین خدای احمقی که حس
زیبایی شناسیاش مانند یک نئاندرتال و دانش علمیاش در حد یک گوریل هم نیست لعنت
میکنم.
من طغیان میکنم. من لعنت میکنم.