آیا علم نوعی دین است؟
در ابتدا مایلم بگویم که اگر
حوصله ندارید لطفاً نخوانید. تمام متونی که در این وبلاگ میخوانید به منزله پیشنویسهای
یک کار بزرگتر است که هماکنون در دست انجام میباشد. لذا هرگونه انتقادی را
شدیداً نه تنها پذیرا هستم که به آن نیاز هم دارم. اما اینکه مقاله من طولانی است
اصلا! انتقاد نیست. در ضمن در پاسخ به آن دوستی که جهان را به داخل و خارج تقسیم
کردهاند، باید بگویم که تمام تلاش اینجانب همواره در این راستا است که این تقسم
بندیها را باطل اعلان کنیم.
به هر صورت... .
مدتهاست که به این فکر هستم که
در این باره متنی بنویسم. اما متأسفانه اموری که در مقالات بعدی راجع به آن مفصلاً
حرف خواهم زد مانع از اینکار بود تا اینکه برحسب اتفاق با سخنرانی آقای دکتر مهدی
گلشنی در سایت باشگاه اندیشه برخورد کردم. البته سخنرانی ایشان درباره ارتباط بین
دین و علم بوده است. من در این مقاله نه تنها نظرات ایشان را به نقد میکشم، بلکه
سعی من بر این خواهد بود تا آموزهای را که دین و علم را از یک سنخ میپندارد نیز
به نقد بکشم.
در ابتدا به سخنرانی آقای
گلشنی میپردازم که در شماره 16-17 فصلنامه حوزه و دانشگاه درج شده است. این
سخنرنی را در سایت باشگاه اندیشه هم میتوانید ببینید. (http://bashgah.net/pages-6642.html)
ادامه مطلب
